یادی از او که بزرگ بود
امروز مطلبی خواندم که دوستانم در مورد تاثیر انرژی های مثبت انسان بر روی بیماریها و اطرافیانشان نوشته بودند.خیلی دلم می خواهد که خودم از نزدیک تاثیر این انرژیها را ببینم.
روزهایی بود که دلم را به این انرژیهای مثبت خوش کرده بودم.
۹ سال پیش بود. بهترین معلم زندگیم در کما بود. یک شهر عاشقش بودند.اغراق نمیکنم.همه شاگردانش و پدرها و مادرهاشان.معلم ها و خانواده شان.................
در آن دو هفته یک شهر برایش انرژی مثبت می فرستادند. هر کس با روش خودش.
یک شهر برایش دعا کردند. نه یک شهر.حتی تمام شاگردانی که روزی از او آموخته بودند و اکنون در گوشه ای از این دنیای پهناور مشغول ادامه تحصیل بودند.
پزشکان نام آوری چون پروفسور سمیعی در فکر درمانش بودند.
و من دو هفته ی تمام پشت آن در شیشه ای " آی - سی - یو " منتظر بودم.
منتظر نتیجه ی این انرژیها . چشمهایم به رفت و آمد دکترها پشت آن درهای شیشه ای بود .
روز ۱۲ اردیبهشت ، درست روز معلم به کما رفته بود. آن زمان دانشجو و درتهران بودم. نیم ساعت قبل از آن اتفاق زنگ زده بودم و روز معلم را تبریک گفته بودم.
۲۶ اردیبهشت رفت.
دستان سرد دخترش در دستم بود و می لرزید ، آن زمان که پزشکان از پشت شیشه به بیرون می نگریستند و از چهره هاشان پیدا بود که اتفاقی افتاده اما توان خارج شدن از آنجا و گفتنش را نداشتند.
دستانش را محکم گرفته بودم . می دانستم که تمام شد اما مدام در گوشش می گفتم : " نه .چیزی نیست . " نمی دانستم با آن دست سرد و لرزان و با آن چشمان ناباور چه کنم.
چشمان مطمئن پزشکان را از پشت شیشه می دیدم و باز به انرژی های مثبت دل خوش کرده بودم.
اما با وجود اشکها و امید و انتظار و دعا وانرژی این همه آدم ، او رفت ..... برای همیشه.
روز خاکسپاریش مردم به صورت خودجوش و بی هیچ اطلاع رسانی و تبلیغی آمده بودند.
گویا در تاریخ شهرمان بعد از تشییع " آرسن میناسیان " نیکوکار مشهور شهر دیگر هیچ گاه جمعیتی به آن عظمت در مراسم خاکسپاری کسی شرکت نداشتند.
هنوز هم وقتی با دوستی قدیمی از گذشته و خاطرات می گوییم ، نامش بر زبانمان جاری ست.
چند روز پیش یکی از دوستان صمیمی ام بعد از 3 سال از کانادا آمده بود . دو هفته بیشتر در ایران نبود و فرصتش بسیار کم بود. اما می گفت : " اگر آقای اردشیری زنده بود ، قطعا به دیدارش می رفتم . کاش بود."
همه مان همیشه به هم یادآوری می کنیم که چقدر دلتنگشیم.
کاش تاریخ از روی ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۸۱ می پرید .
افسوس که انسان بزرگ و درخشانی چون او اکنون در بین ما نیست.
.............................................................................................................................................